تبليغاتX
ali_fayter
برای دلم . . .

ببینم نمی خوای که وقتی خودت رو معرفی نکردی و من هم نمی دونم کی هستی بشینم برات سفره ی دل باز کنم .

خودت بودی این کارو می کردی ؟

من خودکشی کردم  ولی نشد یا شاید بلد نبودم ... یا شاید . . .

بی خیال بهت پیشنهاد می کنم اگه خواستی خود کشی کنی یه بار  خود کشی کن که همه چیز تموم بشه نه اینکه بشینی حسرت بخوری که چرا نشد ....

من راهش رو بلد نبودم  ولی  اگه خواستی می تونم کمکت کنم .... چون حالا یاد گرفتم

اگه هم که نه یعنی اگه نظرت عوض شده هم فقط می شه به یه چیز فکر کرد که آرامش بگیری ....

بیشتر از این نمی تونم چیزی بگم چون نمی شناسمت ....

نمی دونم سنت چه قدره

باز هم هر وقت که این تصمیم رو گفتی  خیلی دیر بوده چون همیشه زود دیر می شه  چون منم ذیر شروع کرده بودم به نتیجه نرسیدم ....

سعی کن قبل از اینکه دیر بشه زود عمل کنی ....

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 15:32  توسط ali_fayter | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری گر نماندم رو زگاری این بماند یادگاری

نوشته های پیشین
مهر 1388
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM